چه خوش روزي بود روز جدايي       اگر با وي نباشد بي وفايي

روز جدايي روز خوبي است اگر بي وفايي نباشد و باز همديگر را ببينيم

اگر چه تلخ باشد فرقت يار               در او شيرين بود اميد ديدار

اگر چه دوري از يار تلخ و سخت است اما اميد دوباره ديدنش شيرين است

خوش است اندوه تنهايي كشيدن       اگر باشد اميد باز ديدن

آدم اگر غصه اي از تنهايي را بكشد خوب است اگر اميدي براي دوباره ديدن باشد

چه باشد گر خورم صد سال تيمار     چو بينم دوست را يك روز ديدار

چه خوب است اگر صد سال غم و اندوه بكشم و غصه بخورم مي ارزد كه يكبار  چهره ي معشوق را ببينم

اگر يك روز با دلبر خوري نوش       كني تيمار صد ساله فراموش

اگر يك روز كنار دلبر بشيني و شهد شيريني بخوري غم و غصه ي صد ساله را فراموش مي كني

 

 

"اثري از فخرالدين اسعد گرگاني از شاعران قرن پنجم"